تبليغاتX
†T.R.I.S.T.A.N.†

†T.R.I.S.T.A.N.†

†T.R.I.S.T.A.N†

رسم همسایگی

رسم همسایگی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 20:40  توسط †T.R.I.S.T.A.N.†  | 

نمي توانم به ابرها دست بزنم ،
به خورشيد نرسيده ام .
هيچگاه کاري که تو مي خواستي انجام نداده ام .
دستم را تا جايي که مي توانستم دراز کردم شايد بتوانم آنچه تو مي خواستي انجام دهم.
انگار من آن نيستم که تو مي خواهي ؛
نه ، نمي توانم ابرها را لمس کنم يا به خورشيد برسم.
اگر کسي از حال و روز من برسيد بگو:
زماني با من بود اما هيچگاه دستش به ابرها و به خورشيد نرسيد...
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 13:4  توسط †T.R.I.S.T.A.N.†  | 

اگر نمی توانی درخت کاج روی تپه باشی ،

پس بوته ای باش در يک دره ، اما

زيباترين بوته کوچک در کنار جويبار...

بوته باش ، اگر نمی توانی درخت باشی .

اگر نمی توانی بوته باشی ،  پس علف کوچکی باش

و با سرافرازی و رضايت در حاشيه جاده  بايست .

اگر نمی توانی ماهی بزرگي باشی،  پس يک ماهی قرمز کوچک باش .

اما سرحال ترين و شادترين ماهی کوچک در درياچه

نه تنها ناخدا ،  بلکه سرنشين نيز بايد بود.

برای همه ما جا وجود دارد.

کار بايد کرد ، کم يا زياد ...

اگر نمی توانی جاده باشی ،  پس فقط يک گذرگاه باش .

اگر نمی توانی خورشيد باشی ، پس يک ستاره باش .

اين بزرگی نيست که باعث پيروزی و يا سقوط تو می شود ...

هرچه هستی ،  بهترين باش ...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 13:2  توسط †T.R.I.S.T.A.N.†  |