چشم انتظار
از سكوت لب ما موج سخن مي آيد
ازخراب دل ما رنج ومحن مي آيد
سينه صد پاره شده دم نزديم چونكه پيش
بوي صد معركه از گنج كهن مي آيد
موج بحريم كه خود در پي دلدار شديم
سنگ سنگين گران است شكن مي آيد
از سر مهر نه فرياد بلندي كرديم
به زمين سر ما زاغ وزغن مي آيد
آشنا بوده وبدرود نگفتن بركس
هر زمان يادم ازاين نيك سخن مي آيد
هر زمانيكه كوير دل ما تشنه شود
يادم ازصبح دلاويزچمن ميآيد
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 10:4  توسط †T.R.I.S.T.A.N.†
|
